Son of God

پنجشنبه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۰

حقیقت ابدی

امروز این گفته بسیار عمیق و روحانی و امیدوار کننده را از شبان عزیزی دریافت کردم که بسیار جالب و در عین حال حقیقی بود حیفم آمد آن را در این جا نیاورم باشد که باعث گردد که بیشتر حقیقت فروتنانه ایمان خود و حقیقت با شکوه این تنها بنیاد الهی روی زمین یعنی کلیسا را دریابیم. و هم به خود گوشزد کنیم و هم به دیگران که ما را جمعی مقدسین مغرور که خود را عاری از گناه و خطا و ضعف می پندارند و خود را از دیگران برتر می پندارند نیستیم بلکه جماعت و قوم خدا که از سر درک نیازمندی مان به خدا به کلیسای مقدسش پناه برده ایم. حال این گفته زیبا را بخوانیم و بر آن بیندیشیم:

مطابق کتابمقدس کلیسا در جهان یگانه سازمانی است که عدم شایستگی ما تنها چیزی است که ما را شایسته عضویت در آن میسازد . من با عضویت خود در کلیسا به جهانیان اعلام کرده ام که گناهکار و نیازمندم و قادر به اصلاح خود نیستم( استیو براون).

خداوند ما بیا

برچسبها:

شنبه ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰

اینک خدای پر هیبت ما...

دوست عزیزی که مسیح مرا هنوز تجربه نکرده ای، برادر و خواهر مسلمانی که برایت غیر قابل باور است که پروردگار مرا در جسم و خون انسانی باور کنی. چه دردناک است برای خدا که الوهیت محض، عشق مطلق و عظمت بی نهایتش را نمی توانی در چهره بی نقاب او در پسرش عیسای ناصری ببینی و او را که بود و هست و می آید را به پیامبری آری تنها پیامبری به واژگان تو اولی العظم تنزل می دهی. ای کاش بتوانی ای کاش، در قلبت را به رویش بگشایی. آری به روی خدایی که در مسیح عیسی از فرط هجران و دغدغه نجاتت و از سر شیدایی قدوسش، هیبت و جلال بی مثال خویش و آوای پرستش و ثنای عرشیان را به تب در آغوش کشیدن فرشیان ترک کرد و بر صلیب جلجتا، حکم محکومیت من و تو را به مرگ سپرد و آمرزش و حیات و ابدیت را به من و تو هدیه داد.
بر نام مقدسش تا ابد الاباد جلال و اکرام و ستایش باد.
اینست خدای پر هیبت ما عیسای ناصری که تو او را به مقام تنها یک پیامبر تنزل می دهی...

برچسبها: ,

چهارشنبه ۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰

ششم ژانوئیه ، عید اپیفانی

با توجه به اینکه کلیساهای شرق بخصوص کلیساهای ارتدکس از جمله کلیساهای ارمنی و کلیساهای شرق آشوری در کشورمان ایران روز ششم ژانویه را بعنوان روز تولد مسیح جشن گرفته و به رسمیت می شناشند که این با توجه به ریشه ها و سنتهای قدیمی کلیسا قبل از مسیحی شدن امپراطوری روم در زمان امپراطور کنستانتین و همچنین گزارش برخی آبای کلیسای شرق می باشد جا دارد که ما نیز بعنوان مسیحیان مشرق زمین که خود را وارثان این سنت غنی کلیسای باستانی ایران می دانیم امروز را نیز به یاد آوری روز تولد مسیح مطابق با سنت شرق جشن بگیریم و گرامی بداریم.

در ضمن لازم به ذکر است که روز ششم ژانویه مطابق با سنت کلیساهای غربی در کل بعنوان روز عید " اپیفانی" شناخته می شود که این کلمه به معنی " تجلی یافتن و شناخته شدن و حتی آشکار شدن" است. در واقع در بسیاری از کلیساهای ستنی در غرب این روز را یاد آور آمدن مجوسیان از شرق(براساس روایات از امپراطوری ایران) برای دیدار و اهدای هدایا به این نوزاد سماوی بعنوان سرور و پادشاه جهان می دانند. بعبارتی دیگر این مجوسیان در چنین روزی عیسی را بعنوان پادشاه و خداوند بر جهان " آشکار " نمودند و رسما با اهدای هدایای گرانبها میلادش را جشن گرفتند.

پس پر واضح است که ما ایرانیان مسیحی بیش از همه قومهای دیگر دلیلی برای گرامی داشتن این روز داریم زیرا اولا ما نیز همگام با کلیسای باستانی سرزمین ایران و نیز کلیسای سنتی امروز ایران( کلیساهای ارتدکس ارمنی و آشوری) بجاست که امروز را نیزدر اتحاد با کلیسای شرق بعنوان جشن مبلاد مسیح گرامی بداریم و ثانیا ما ایرانیان مسیحی وارثان(مغان) مجوسیانی هستیم که بر طبق اخبار از سرزمین باستانی ایران بعنوان اولین افراد به دیدار این نوزاد آسمانی رفتند و هدایای خود را در اولین جشن تولد منجی به او تقدیم کردند و پادشاهی و خداوندی مسیح را در روزهای تولد منجی جشن گرفتند و "آشکار شدن" او را رسما بر جهان اعلان نمودند.
پس باشد که ما ایرانیان مسیحی به پاس سنت کلیسای شرق که خود به آن تعلق داریم امروز را به یادگار روز تولد مسیح گرامی بداریم و نیز بعنوان وارثان مجوسیانی که به دیدار و پرستش این نوزاد سماوی رفتند همگام با سنت کلیسای غرب ‏امروز را بعنوان روز عید تجلی (اپیفانی) به جشن و شکر گذاری بگذرانیم.

شاه شاهان ملت ما را به تجلی نور روی خود منور و مبارک سازد. آشکار شدن خدا در میان آدمیان بر همه کائنات مبارک باد.

اگر مایل به شنیدن دروس سه
جلسه ای رادیویی در رابطه با اهمیت کریسمس و داستان آن هستید بر روی لینک زیر کلیک کنید:

خداوند ما بیا
کیوان

برچسبها: ,

سه‌شنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۰

نهضت کریزماتیک

یکی از درخور توجه ترین حرکتهایی که در قالب یک جنبش روحانی در قرن بیستم در مسیحیت آغاز و احیاء گردید و امروزه دارای سریعترین سیر تصاعدی رشد در میان کلیساهاست، نهضت پنطیکاستی است. بررسی تاریخچه و سیر تطور این حرکت که خود را ادامه و تجدید حیات ریزش عظیم روح القدس بر کلیسا در دوران رسولان (اعمال باب ۲) می داند خود مبحثی بسیار مفصل است که در حوصله نوشته ای اینترنتی نیست.

از آنجاییکه هر حرکتی با تمام کش و قوسهای خود در مسیر تاریخ کلیسا دارای نقاط قوت و ضعف می باشد باید این نهضت پنطیکاستی را نیز از این مقوله مستثنی ندانست و به دقت به الهیات و حتی عملکرد عینی آن پرداخت و نقاط قوت و ضعف آن را برشمرد. وقتی به این جنبش اشاره می کنیم بسیار دشوار است که امروزه آن را تحت لوای یک حرکت واحد و همگنی تعریف کنیم که در همه تاریخ صد و اندی ساله آن (حداقل اگر تنها به این موج جدید که از قرن بیستم شعله ور شده است بپردازیم) در همه جا به یک شکل ظهور کرده و اعمال شود. لذا باید دامنه تعریف خود را کمی مشخص تر بیان کنیم. این جنبش و یا نهضت درون کلیسایی که با آیات ونشانه های فوق طبیعی و خارق العاده خود را ابراز می کند ریشه های اعتقادی خود را در درون سطور عهد جدید و تجربه ایمانداران اولیه می یابد و حتی الهیات و اخلاقیاتی نیز بر این پایه تعریف می نماید. در ضمن باید این نکته را اضافه کرد که منظور از پنطیکاستی چیست ؟ آیا منظور همان حرکتی است که از یک آموزشگاه کتاب مقدس در توپکای ایالت کانزاس شروع شد و بعدها در رویدادهای کریزماتیک ایمانداران خیابان آزوسا در لس آنجلس عمومیت یافت؟ یا منظورمان کلیسای پروتستان پنطیکاستی بعنوان یک فرقه کلیسایی است که برجسته ترین معرف این فرقه کلیساهای جماعت ربانی در تمام جهان است؟ یا منظورمان کلیساها و جنبش کریزماتیک در میان سایر کلیساهای پروتستان از جمله کلیسای اسقفی و نیز کلیسای تعمیدی(بابتیست) هاست؟ باید توجه داشت که حتی در میان فرقه کلیسایی پنطیکاستی نیز تعاریف و رویکردهای الهیاتی متفاوت وجود دارد بطوریکه عده ای خود را پیرو نظریه کلاسیک و یا سنتی پنطیکاستی می دانند با تمام تعاریف الهیاتی خاص خود و تاکیدات بر تکلم به زبانهای روح القدس به عنوان اولین نشانه پری از روح القدس حال آنکه عده ای دیگر به عنوان موج سوم بطور گسترده تر در میان همه فرقه ها حتی در میان سایر شاخه های مسیحیت غیر پروتستان از جمله ارتدکس و کاتولیک نیز دیده می شوند که لزوما تکلم به زبانهای روح را بعنوان تنها و اولین نشانه پری روح القدس نمی دانند و ظهور سایر عطایای روحانی را نیز از جمله نبوت، عطای شفا ، اخراج ارواح و حتی پرستش تحت الهام روح و بسیاری از زمینه های دیگری را که عمل پوینده و فوق طبیعی و قدرتمند روح را بتوان در آن دید را نیز از نشانه های پری از روح القدس می دانند. این گروه بر خلاف گروه اول پری از روح را به عنوان عطیه ای ثانویه جدا از توبه نمی بینند و ‏آن را در همان فرایند توبه و ایمان لازمه و همراه با ایماندار می شمارند. در هر صورت در این مقاله نمی توان حتی به ذکر تیتروار این پدیده و تفاوتها و شباهتها و تاریخچه و نکات الهیاتی در میان این نهضت پرداخت اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است این است که ظهورات عمل پوینده و فراگیر و گاها خارق العاده روح را می توان در میان پیروان همه شاخه های مسیحیت دید. البته باید این نکته را حتما اشاره کرد که حتی عده ای از ایمانداران و حتی واعظین که خود متعلق به چنین نهضتی بوده اند راه به افراط ها و تفریط ها سپرده اند و حتی برخی از آنها بدعتهایی خطرناک را در قرن بیستم به راه انداخته اند( بعنوان مثال ویلیام برانهام در قرن بیستم باعث زنده شده دوباره بدعت مودالیستی که در قرون اولیه کلیسا محکوم شده بود گردید و از حوزه راست دینی مسیحی خارج شد و بسیاری را نیز گمراه نمود و کلیسایی با تعالیمی کاملا مردود در خصوص تثلیث، گناه ‏آدم و حوا و وقایع زمانهای آخر و حتی تعمید را پایه گذاشت که متاسفانه در ایران نیز افرادی که دنباله رو عقاید بدعتی این فرقه غیر راست دینی هستند خود را بعنوان کلیسای ایران معرفی می کنند)

شایسته است که ایمانداران کلیساهای پنطیکاستی با دیدی بازتر و با نگرشی که خالی از رویکردی برتری جویانه است به ایمان مسیحی و خصوصا ایمانداران پر شور سایر فرقه های مسیحی بالاخص کلیساهای سنتی از جمله کاتولیک و ارتدکس بنگرند و ظهورات کریزماتیک ایمان مسیحی را تنها مختص به خویش نبینند و حتی برخورداری از آن را نشانه فضیلت و بالاتر بودن ایمان مسیحی خویش نبینند.
در ضمن کلیساها و مسیحیانی که خود از چنین تعلیم کریزماتیکی در الهیات و عملکرد(پراکسیس) کلیسایی خود برخوردار نیستند نیز تنها به واسطه باید و نباید ها و استانداردهای فرقه ای خود سایر پدیده ها را مردود و نادرست نپندارند و دست به قضاوتهای عجولانه در مورد مسیحیانی که از چنین تجربه ای برخوردارند نزنند و آنان را به سخره نگیرند خویشتن را در رابطه با پذیرش تجاربی که در سیطره راست دینی مسیحی(ارتدکسی) تحقق می یابد گشوده و انعطاف پذیر ببینند زیرا هیچ بعید نیست که چنین تجارب کریزماتیکی روزی در زندگی روحانی آنها تحقق یابد همانگونه که در این فیلم زیر در رابطه با ایمانداران کاتولیک بعنوان حرکتی موجه و کاملا تایید شده از سوی واتیکان روی داده است. حتما این فیلم کوتاه تاریخی را تا به آخر ببینید.

محبت پدر، فیض پسر و مشارکت روح القدس با همه عاشقان مسیح باد.
کیوان

برچسبها: , ,

نهضت کریزماتیک در میان ایمانداران کاتولیک

برچسبها: ,

پنجشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۰۹

پاسخ دعا برای چه؟

گاهی اوقات با نگرفتن پاسخ دعاها و استغاثه های خود به عدالت و نیکویی خدا شک می کنیم و یا حتی بدتر، هرازگاهی شاید پنهانی در عمق عمقها اصلا به بودنش شک کنیم و با دل متمایل به گریز خود که این نیز از خصوصیت آدمی است بگوییم : «آخر چرا من خود را اسیر این مسخره بازیها کرده ام آخر اگر خدایی بود و یا اگر این خدا گوشش به دعای بندگانش بدهکار بود که این همه بدبختی و فلاکت و بی عدالتی و مرض و دربدری مردم را به ستوه نمی آورد و این همه درد در جهان نبود. حالا مثلا من که به خدا ایمان دارم و تازه مسیحی نیز هستم چه گلی به سر خود زدم که فلان کسی که هیچ ایمانی ندارد نزده باشد. تازه زندگی او بهتر از من است...»
من فکر می کنم این لیست بهانه ها و توجیحات ظاهرا صحیح می تواند تا به بی نهایت ادامه یابد و جالب اینکه هیچ کس از لحظاتی که چنین افکاری در مواجهه با شکستهای زندگی و یا دعاهای جواب نیافته به او هجوم می آورند در امان نیست حتی انبیا خدا نیز چنین لحظاتی را تجربه کرده اند و از این روست که مزامیر و مراثی و بخشهای بسیار دیگری در کلام پر است از زبان اعتراض و حتی غرغر و شکایت که شخص در مواجهه با خدای خویش ابراز می کند.
اما در کنار تمامی دلایل الهیاتی و شبانی و تجربی که در طول تاریخ مردان ایمان چه انبیا و نویسندگان کلام و چه شبانان و کشیشان عزیز کلیسا ارائه کرده اند که بسیار هم عالی و تشویق کننده است جمله ای شنیدم که بسیار عمیق بود شاید کمی اگر در چنین شیش و بشی گیر کرده ایم آراممان کند:

هزاران نفر به دعای باران نشسته اند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه هایش سوراخ است.

شاید برخی اوقات فقط گاهی اوقات مصداق ما نیز مصداق همین عبارت بالا باشد.


خداوند ما بیا

کیوان

برچسبها:

پنجشنبه ۱۴ مهٔ ۲۰۰۹

مذهب انکار پیروزی خداست

مذهب انکار پیروزی خداست

سورن کیرکه گارد فیلسوف مسیحی تشبیه زیبایی را در رابطه با انسان مذهبی بیان کرده است. او معتقد است که انسان مذهبی مانند سنگی است که آن را بر روی دریاچه پرتاب کنی به گونه ای که سنگ بر روی آب ساکن دریاچه برخورد کند و باز فاصله کوتاهی در هوا معلق شود و دوباره بر روی آب دریاچه سر بخورد و باز در هوا معلق شود و هر بار که با آب دریاچه تماس می یابد بیشتر در آن فرو می رود تا زمانیکه دیگر خبری از جهش موقتی سنگ در هوا نباشد و بطور کامل در درون آب فرو رود و به واسطه سنگینی اش به بستر دریاچه بخزد. در واقع فر رفتن آن در آب قطعی است و گرچه تاخیر می کند اما حتما سنگ پس از چند بار جست و خیز بر روی آب دریاچه در آن فرو خواهد رفت.

حکایت پطرس حواری نیز همین گونه بود در آن زمانیکه در شام آخر به سرور و خداوند خود گفت:"حتی اگر همه به سبب تو بلغزند، من هرگز نخواهم لغزید."( متی باب ۲۶ آیه ۳۳) و نیز باز پس از اینکه مسیح فرمود که او را سه بار پطرس انکار خواهد کرد در جواب با اطمینانی بیشتر پاسخ داد:"حتی اگر لازم باشد با تو بمیرم، انکارت نخواهم کرد."( آیه ۳۵). اما ادامه داستان را همه می دانیم که دقیقا همانی شد که خداوند پیشگویی کرده بود و پطرس نه تنها خداوند را سه بار انکار کرد بلکه نه تنها انکار کرد حتی زبان به لعن گشود (مرقس ۱۴:‏۸۱‏ و متی ۲۶:‏۷۴‏). اگر پطرس با چنان غیرتی به زیر فرو رفت پس بر سنگریزه های کوچکی چون ما نیز با تلاش انسانی برای بر روی آب شناور ماندن امری محال است. شاید در ابتدا همچون سنگی که بر روی آب دریاچه می لغزد ما نیز بر آب به جنب و جوش و پرش بپردازیم اما با تلاش انسانی و بدون یاری روح القدس هیچ نمی توانیم کرد و بهترین تلاشهای ما نیز محکوم به شکست و ناکامی است.

ما هرگز نمی توانیم بی آنکه نیروی محرکه دیگری به حرکتی ماندگار در جاده سلوک خویش در مسیح ادامه دهیم زیرا که طریق مسیح طریق مذهب و مجاهده و تقلای شخصی برای کسب حد نصاب نیست بلکه طریقی است که به فیض متکی است و بر پارسایی مسیح که پارساشمارنده ماست. ما باید خود را برای پرواز در مسیر نسیم روح القدس قرار دهیم ولی این خود به معنای راکد و خنثی بودن نیست. فیض وسیله برای توجیه جسمانی زیستن ما نیست بلکه این ماییم که باید بادگیرهای روح خود را در جهت وزش این نسیم الهی قرار دهیم. این ماییم که باید سازهای دل خود را کوک کرده و تمیز نگه داریم تا خدا این نوازنده بی همتا به دستان مسیح و با حضور روح القدس از ما و زندگی ما ترانه بسازد که گوش جهانیان را نوازش و قلب محتاجان را آرامی بخشد.طریق مسیح طریق اطاعت است و تسلیم اما نه با تقلاهای بی نتیجه انسانی که همه ما بسیاری از آن را در زندگی تجربه کرده ایم بلکه با هدایت روح و حضور قدرت توانمند ساز الهی و حقیقت این است که حقیقت در زمان است که ما را شکل می دهد و دل سنگی ما دلی نرم و گوشتین می سازد. پطرس حواری با بخشایش مسیح و ریزش روح خدا به شخصیتی تبدیل گشت که به گزارش کلام و تاریخ کلیسا سرپرستی و رهبری شاگردان مسیح را بر عهده گرفت و همویی که روزی مسیح را انکار کرد در روز پنطیکاست بعنوان نماینده مسیح، پیام نجات بخش انجیل را بر همگان موعظه نمود. در واقع تلاشهای انسانی و مذهبی ما چون ره به جایی نمی برد چیزی جز انکار پیروزی خدا بر صلیب نیست و از این روست که دنیا به مذهب به چشم کالایی از مد افتاده نگاه می کند و امروزه تنها جایش موزه تاریخ و فرهنگ است اما در رابطه و احیاء الهی، تغییر و تبدیل وجود دارد و این نیاز بشریت است از ابتدای تاریخ تا به امروز. خدا نیز خود از ابتدا مدلی جدای از این را به قوم اسراییل هدیه نکرد. آنچه آنها را نجات می بخشید رعایت دستورات تورات و آیین ها و شعائر دینی نبود بلکه خدا ابتدا آنها را از مصر نجات بخشید و بعد به نشانه برخورداری آنها از این نجات، شریعت را به آنها عطا کرد که ضامن ماندن آنها در عهد با خدا بود و نه هدف عهد خدا. رعایت دستورات مذهبی برای قوم یهود نبود که آنها را نجات می بخشید بلکه باز ایمان بود و شریعت تنها مفاد ماندن در این عهد نجات بخش خدا را منعکس می کرد.

خدا در صلیب مسیح عهدی تازه با بشریت به امضا رسانید برای همه اعصار و همه قرون و همه نوع بشر که لازمه ماندن در این عهد اطاعت و سرسپردگی و شاگردی مسیح است به قدرت روح القدس. ما با نیکوکاری در چشم خدا پارساشمرده نمی شویم و نمی توانیم او را راضی نگه داریم همانگونه که فرزندان عهد یعنی یهودیان نمی توانستند بلکه با نیک زندگی کردن در رابطه عهدی با خدا خواهیم ماند و این زندگی پارسامنشانه نشانگر این است که ما در واقع در این نجات زیست میکنیم. در حقیقت نشان فرزند خواندگی ما در زندگی پارسامنشانه ما باید دیده شود وگرنه مذهب چیزی نیست جز انکار پیروزی خدا.

کیوان

برچسبها: