در کوچه های صلیب

چشمانت اندوه زمین و نوایت ظرافت مزموری نسروده
جانت آسمان و زخمسوز یوغ برشانه.
در کوچه های یهودا و تزویر !
تو رهایی به رقص جلجتا.
تو رهایی به رقص جلجتا.
در ازدحام اورشلیم و خرقه های کور
تمامی هابیل را به درگاه پدرت گریستی
در فصلهای گمشده ایمان.
و عشق راچه صریح سرودی
به زبان تازه صلیب و رستاخیز.
شور آفرین سبز من عیسی!
کیوان
برچسبها: شعر

