Son of God

چهارشنبه ۲۵ فوریهٔ ۲۰۰۹

Wisdom as a Hermeneutical Construct

Can wisdom be used as a Hermeneutical construct to bring about transformation?

The significance of contemporary life invites us to approach Christian theology to answer issues of life in a secular culture as well as in the church context and to redefine our presuppositions about the nature of theology as wisdom.

Wisdom interpretation of scripture can be defined as a methodology for exploring, engaging and distilling the scripture, as well as correlating the Bible with the inner and outer world of adherents. The idea of rereading scripture “in the Spirit” is a core practice of wisdom interpretation which accommodates biblical texts within the contingencies, complexities and traumas of life.

By rereading scripture and looking through the lens of wisdom interpretation, transformation can be achieved according to ebb and flow of life in the church and in the world. “The fear of the Lord is the beginning of wisdom”; therefore wisdom interpretation concentrates on God, his desire and love, so rereading scripture from fresh perspectives is a habit that needs to be schooled and practiced both in private contemplation and within the community of faith to bring transformation to the individual and cause transformation in the world.

By rereading the book of Job, as an example of wisdom interpretation, one can be inspired and discover transforming wisdom in the face of harsh realities and the reversal of the disappointment caused by the package of “traditional wisdom” offered by the friends of Job to desire, hope and intimacy with God, as well as fullness of life and the dignity of mankind. This scriptural reading, supervised by the Spirit and hermeneutical wisdom, paves the way for a new understanding by contemporary readers and revitalizes the Biblical texts as well as transforming the life of individuals and the body of Christ. Wisdom interpretation of scripture along with the Spirit guarantees that the Bible expresses its vocation which is bringing the transforming knowledge of God to the life of readers of the Word.

برچسبها:

سه‌شنبه ۲۴ فوریهٔ ۲۰۰۹

اوباما با ماست یا او با ماست

اوباما با ماست یا او با ماست

بالاخره تب و تاب تصدی ریاست جمهوری آمریکا توسط اولین سیاه پوست آفریقایی تبار در آمریکا کمی فرو نشست و حرف و حدیثهای مربوط به این رویداد مهم نیز کمی فروکش کرد و این درحالی بود که نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان و حتی کشور ایران نیز این انتخاب غیر منتظره بیم و امیدهای خاص خود را به ارمغان آورده است که هنوز پس لرزه هایش باقیست.
بسیاری در جهان این رویداد را نقطه عطفی در تاریخ ‏آمریکا و حتی استقرار دموکراسی و برابری انسانها تلقی کرده و آن را به فال نیک گرفتند و چه در آفریقا در کشور کنیا که زادگاه پدری رئیس جمهور آمریکا است و چه در خود آمریکا و حتی در نقاط دیگری از جهان مردم با افتخار و تعلق خاطر مراسم ریاست جمهوری را دنبال نموده و هر روز سر تیتر خبرها به ریاست جمهور محبوب و میانه رو آمریکا تعلق داشته و دارد.
اوباما که از منتقدین سیاستهای بوش و جنگ عراق می باشد با وعده هایی که بوی تفاهم و گفتگو را به جای بوی باروت وسرب به مشامها می رساند به کاخ سفید قدم نهاد و از آنجایی که خطیبی زبردست و کاریزماتیک است امیدهای فراوانی را در ملتها و دولتها برای برقراری صلح و آشتی و حل بحرانهای حال حاضر جهان بوجود آورد که در این میان کشور ما و ملت ما نیز از آن بی بهره نبودند و سیاستمداران ایران نیز فصل تازه ای از روابط را با آمریکا در آینده در برابر خود گشوده می بینند و دورنمای روشنتری را ظاهرا از گفته های اوباما در رابطه با ایران و خاورمیانه و سیاستهای خارجی آمریکا تصویر می کنند.
خلاصه اینکه هر کسی از ظن خود شد یار من و در این میانه همه می خواهند بگویند اوباما با ماست و البته اوباما نیز خود را چنین معرفی کرده و چنین سیاستی را ظاهرا تجویز می کند. ایرانیان نیز در عین این استقبال فصل تازه ای را برای کشور و دولت خود و دولت آمریکا آرزومند هستند اما در اوج این همه خوشبینی ها که واقعا هم جای خوشبینی دارد باید کمی نیز به ابعاد دیگر این بیم و امیدها نگریست. در ضمن اینکه سیاستمداران صلح پرور در روند رشد دموکراسی و حقوق انسانها و سعادت ملتها نقش کلیدی دارند اما بالاتر از همه اینها افراد و رویکردشان نسبت به سوالات اساسی زندگی است که سعادتشان را چه در سطح فردی و چه اجتماعی رقم می زند.
اینکه آقای اوباما با ماست و یا با ما نیست اهمیت دارد اما نه به این اندازه که حقیقی ترین شخصیت تاریخ بشر، و موثرترین چهره ای که بشریت به خود دیده است باید با ما باشد تا صلح و آرامش و سعادت جهان را لبریز کند. چنان مردم جهان امروزه محو وعده های سیاستمداران می شوند که این حقیقت را فراموش می کنند که انسانها مانند غباری هستند که امروز هستند و فردا محو می شوند.
کتاب مقدس به وضوح این نکته را اشاره می کند که ‘دل پادشاهان مثل نهرهای آب در دست خداوند است، آن را به هر سو که بخواهد برمی گرداند’( امثال سلیمان باب ۲۱ آیه ۱) . نه تنها این آیه بلکه در جای جای کلام خدا با این حقیقت روبرو می شویم که تمامی اقتدار و قدرت در دستان خداوند است و اوست که در نهایت بر همه هستی حکم می راند. در این حقیقت نیز بیم و امیدی نهفته است. امید برای مظلومان و ستمدیدگان به اینکه روزی خداوند پادشاه جهان چنانکه خود وعده داده است عدل و انصاف را بر جهان برقرار خواهد کرد و صلح و نظم جهان را فرا خواهد گرفت و ترس برای مستبدان عالم بر اینکه اریکه قدرتشان زودگذر و تباه شدنی است.

آنانکه خود را با نقشه عالی پادشاهی خدا که صلح و برابری و محبت و پرستش راستین اوست همسو می کنند خود را در این کاروان عظیم عدالت که خدا خود سرور آن است نام نویسی کرده اند و در ‏آن سهیم هستند همان گونه که خداوند ما عیسی مسیح در موعظه سر کوه فرمود:" خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد."(متی باب ۵ آیه ۹) و نیز “خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد.” آیه ۶.
پس در این معرکه سیاست و بیم و امیدهایش ضمن اینکه برای دولتمندان جهان باید انصاف و حکمت و سرسپردگی به خداوند زنده ما عیسی مسیح را آرزو کنیم اما نباید باکمان باشد که اوباما با ماست و یا با ما نیست. زیرا اگر در راز عظیم تجسم خدا چنانکه خدا خود وعده اش را داد( متی باب ۱ آیه ۲۳) عمانوییل که معنی آن این است" خدا با ما" با ما ساکن شده است و در قلوب ما و جهان بیمار و نیازمند ما مسکن گزیده است، دیگر نباید چشمانمان را بیش از حد بر چهره های سیاست مدار دنیا بدوزیم و توکلمان بر ‏آنان باشد. کلام خدا می گوید ‘ملعون باد کسی که بر انسان توکل دارد و بشر را اعتماد خویش سازد و دلش از یهوه منحرف باشد.’( ارمیا باب ۱۷ آیه ۵) پس بجاست که توکل خویش را بر عمانوییل ( خدا با ما) بدوزیم و نه بر "اوباما".
مزمور نویس به زیبایی می گوید( مزمور ۱۲۳):‘ به سوی تو چشمان خود را بر می افرازم، ای که بر آسمانها جلوس فرموده ای!’ پس بر خدا با ما( عمانوییل ) پسندیده است که چشم بدوزیم و برای خویش ، خانواده و دوستان و کشور و جهان خویش شفاعت کنیم. پاسخ دردهای بشری را نمی توان در هیچیک از رویکردهای بشر محورانه جهان یافت بلکه تنها پاسخ رنجها و دردها و تنها التیام حقیقی که در سایه ‏آن صلح پایدار بر جهان برقرار میشود در دستان مردی است که با مرگش ما را با خدا آشتی داد. با نگاه کردن بر قربانیان جنگ و خونریزی در غزه، عراق، یازده سپتامبر، بمبگذاری لندن ، سودان و اسراییل و جای جای صحنه گیتی تنها صلیب آشتی بخش عیسی مسیح است که می تواند آدمیان را به صلح و آتش بسی حقیقی در سایه مصالحه خدا و انسان با هم رهنمون شود. پاسخ نه در اوباماست و نه در هیچ شخصیت سیاسی دیگر بلکه مرهم رنجهای بشر عمانوییل است که ‘تفسیرش این است: خدا با ما’.

کیوان

برچسبها:

سه‌شنبه ۱۷ فوریهٔ ۲۰۰۹

شغل خوب

شغل خوب...
کشيشى پسری نوجوان داشت و کم ‌کم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آينده‌اش بکند .
پسر هم تقريباً مثل بقيه همسن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چيزى از زندگى می‌خواهد و
ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت ... يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد .

به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب !!!
کشيش پيش خود گفت : من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد آنگاه خواهم ديد کدام يک از اين سه چيز را از روى ميز بر می‌دارد ... اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که کشيش خواهد شد و اين خيلى عاليست
اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست
امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم ‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد ...
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت و در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد
کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد ...
کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد ، با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آن‌ها را از نظر گذراند ...
کارى که نهايتاً کرد اين بود : کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد و سپس سکه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و نیمی از آن را نوشید ...!!!
کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت :
« خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سياستمدار خواهد شد ! »


کیوان

برچسبها:

جمعه ۶ فوریهٔ ۲۰۰۹

سنت دعا

سنت دعا

گاهی اوقات آنقدر با مسئله دعا و نیایش سطحی و در حد گفتارهای روزمره برخورد می کنیم که فراموش می کنیم دعا سخن گفتن با و البته شنیدن از خدایی است که مظهر قدرت و جلال و زیبایی است.

ضمن اینکه عمیقا به بی شیله پیله بودن دعا و بیان خالصانه آنچه در قلب داریم معتقدم و نیز بر این باورم که تا حد امکان باید بدوی و طبیعی و خالی از الفاظ قلمبه و سلمبه با خدایی که پدر من است سخن بگویم بر این نیز باور دارم که این خلوت انس و دلدادگی با خدا بهتر است که بیش از آنچه صرف بده بستان و مطالبات روزمره از خدا باشد، صرف گفتگو و آنهم گفتگوی عابدانه ما با معبودمان خدا باشد که البته در این گفتگو جا برای شرح پریشانی و خواهش های ما نیز به اندازه کافی باقی می ماند. اما کیفیت این خواستنها کجا و صحبتهای روزمره و پوست پیازی.

خدا این وجود نامتناهی و امن، این همیشه حاضر همیشه نیکو، از بدو تاریخ بشر شنوای عمیق ترین و خاشعانه ترین دعاهای مومنین خویش بوده است. چه بسیار دل انگیز است که گاهی به جای دعاهای فی البداهه و شاید سطحی و تکرار باطل به اعماق این حضور ژرف فرو رویم و دعاهایی را نیز دعای قلب خود سازیم که اساسی ترین نیازهای روح بشری را در خود بازگو می کنند. شاید همه ما فرانسیس آسیزی و یا مادر ترزا نباشیم، اما با خواندن راز و نیاز آنها و از آن خود ساختن آنها و هم آوا شدن با زمزمه ‏آنها بسوی عیسای محبوبمان می توانیم از این اقیانوس بی انتهای انس یعنی دعا بهره ای عمیق تر ببریم.
از اینرو می خواهم گاهی از سر گرسنگی عمیقم برای دعا، با این بزرگان معرفت و ایمان همصدا شوم و دعای آنها را از قلب خود تکرار کنم.

دعای کوتاه زیر یکی از دعاهای شعر گونه مادر ترزا است که ترجمه کرده ام.

خدایا مرا از مرگ به حیات و از ناراستی به حقیقت رهنمون شو...
خدایا مرا از یاس به امید و از ترس به یقین ره نما...
خدایا مرا از تنفر به عشق و از جدال به آشتی هدایت نما...
باشد که قلبمان، دنیایمان و کائنات تو از صلح و آرامش آکنده شود...
آمین.

کیوان

برچسبها: