Son of God

Saturday، January 10، 2009

تاملات...


تأملات...

خدایا هنوز زهراب شکستها و انکارهای مکرر تو را در جان روحم نعره میزنم، بگذار که با دعوت دوباره "آیا مرا دوست می داری" تو زنده شوم.

خدایا بر هر ‏‏آنچه آویختم، لرزان و سست و بی اعتبار بود، بگذار که دستانم تنها بر دامن ردای مسیح بیاویزد.

خدایا چشمانم را در نگریستن به صلیب پسرت عیسی چنان شستشو ده که در آنها تنها برق نگاه عیسی موج زند.


فرقی نمی کند که گودالی کوچک باشی یا دریایی بی کران، زلال که باشی آسمان در توست(ناشناس).

هزاران نفر به دعای باران نشسته اند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه هایش سوراخ است(ناشناس).

کیوان

برچسبها:

1 نظر:

  • مبارک باد
    این عکس رو که دوست نداشتی ولی گذاشتی که!! ها ها ها

    توسط Anonymous ناشناس, در January 14, 2009 10:19 AM  

ارسال يک نظر



<< صفحه اصلی