Son of God

Monday، June 29، 2009

خدایا اینجا کجاست

گوش جان سپردن بر این کلیپ کافیست که اشک را بر چشمانمان جاری کند و وجودمان را پر از روح شفاعت و شفقت برای مردم رنجدیده سرزمین کورش نماید. باشد که دستها به دعا واستغاثه به درگاه پدر آسمانی خود برده و دستان زورآور مسیح را در رهانیدن ایران بطلبیم و همدردی و تسلی روح القدس را بر همه رنجبران و تشنگان عدالت آرزو کنیم.


برچسبها:

Sunday، June 21، 2009

† فراخوان هفته دعا و شفاعت برای ملت ایران


† فراخوان هفته دعا و شفاعت برای ملت ایران

آنچه در جریان انتخابات ریاست جمهوری در ایران گذشت و نتیجه دلسرد کننده آن و شائبه‌ی ناصحیح بودن و تقلب در این انتخابات كه از سوی دو نامزد اصلاح طلب ریاست جمهوری اعلام گردید، موجی از اعتراض و مطالبات مدنی و قانونی از سوی میلیونها ایرانی را در سراسر كشوردر بر داشت.

این رویداد به جز اقلیتی کاملا شناخته شده تمامی آحاد ملت شریف ایران را در داخل و خارج از ایران و از هر قوم و نژاد و مذهب متاثرو دردمند ساخته و به دادخواهی وا داشته است، بطوریکه در چند روز اخیر شاهد چنین حضور گسترده میلیونی مردم ایران در داخل و خارج از کشور در اعتراض به بی عدالتی و خشونت بوده ایم .

حضور معصومانه، آرام و نجیب ملت ایران در حق طلبی و قانون گرایی به شدید ترین و شنیع ترین وجهی به خاک و خون کشیده شد و مام وطن را تا به روز داوری عظیم حضرت اعلی، خداوند ما عیسی مسیح، داغدار وسوگوار نمود.
كمیته مسیحیان در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران اعلام می دارد، ما ایرانیان مسیحی همگام، همدل و همدرد با ایران، سرکوب حقیقت و کشته شدن هموطنانمان را به سوگ نشسته و آرامش روح القدس را بر کشورمان ایران می طلبیم.

باشد که هفته ای را در دعا و شفاعت به حضور خدای پدر که پدر جمیع تسلیات است سپری کنیم وحضور روح خدا و دستان زور آور مسیح را در حمایت و رهانیدن ملت ایران بطلبیم و برای سرزمین کورش و استر و دانیال و سایر شهیدان کلیسا شفاعت کنیم.

برچسبها:

Thursday، May 14، 2009

مذهب انکار پیروزی خداست

مذهب انکار پیروزی خداست

سورن کیرکه گارد فیلسوف مسیحی تشبیه زیبایی را در رابطه با انسان مذهبی بیان کرده است. او معتقد است که انسان مذهبی مانند سنگی است که آن را بر روی دریاچه پرتاب کنی به گونه ای که سنگ بر روی آب ساکن دریاچه برخورد کند و باز فاصله کوتاهی در هوا معلق شود و دوباره بر روی آب دریاچه سر بخورد و باز در هوا معلق شود و هر بار که با آب دریاچه تماس می یابد بیشتر در آن فرو می رود تا زمانیکه دیگر خبری از جهش موقتی سنگ در هوا نباشد و بطور کامل در درون آب فرو رود و به واسطه سنگینی اش به بستر دریاچه بخزد. در واقع فر رفتن آن در آب قطعی است و گرچه تاخیر می کند اما حتما سنگ پس از چند بار جست و خیز بر روی آب دریاچه در آن فرو خواهد رفت.

حکایت پطرس حواری نیز همین گونه بود در آن زمانیکه در شام آخر به سرور و خداوند خود گفت:"حتی اگر همه به سبب تو بلغزند، من هرگز نخواهم لغزید."( متی باب ۲۶ آیه ۳۳) و نیز باز پس از اینکه مسیح فرمود که او را سه بار پطرس انکار خواهد کرد در جواب با اطمینانی بیشتر پاسخ داد:"حتی اگر لازم باشد با تو بمیرم، انکارت نخواهم کرد."( آیه ۳۵). اما ادامه داستان را همه می دانیم که دقیقا همانی شد که خداوند پیشگویی کرده بود و پطرس نه تنها خداوند را سه بار انکار کرد بلکه نه تنها انکار کرد حتی زبان به لعن گشود (مرقس ۱۴:‏۸۱‏ و متی ۲۶:‏۷۴‏). اگر پطرس با چنان غیرتی به زیر فرو رفت پس بر سنگریزه های کوچکی چون ما نیز با تلاش انسانی برای بر روی آب شناور ماندن امری محال است. شاید در ابتدا همچون سنگی که بر روی آب دریاچه می لغزد ما نیز بر آب به جنب و جوش و پرش بپردازیم اما با تلاش انسانی و بدون یاری روح القدس هیچ نمی توانیم کرد و بهترین تلاشهای ما نیز محکوم به شکست و ناکامی است.

ما هرگز نمی توانیم بی آنکه نیروی محرکه دیگری به حرکتی ماندگار در جاده سلوک خویش در مسیح ادامه دهیم زیرا که طریق مسیح طریق مذهب و مجاهده و تقلای شخصی برای کسب حد نصاب نیست بلکه طریقی است که به فیض متکی است و بر پارسایی مسیح که پارساشمارنده ماست. ما باید خود را برای پرواز در مسیر نسیم روح القدس قرار دهیم ولی این خود به معنای راکد و خنثی بودن نیست. فیض وسیله برای توجیه جسمانی زیستن ما نیست بلکه این ماییم که باید بادگیرهای روح خود را در جهت وزش این نسیم الهی قرار دهیم. این ماییم که باید سازهای دل خود را کوک کرده و تمیز نگه داریم تا خدا این نوازنده بی همتا به دستان مسیح و با حضور روح القدس از ما و زندگی ما ترانه بسازد که گوش جهانیان را نوازش و قلب محتاجان را آرامی بخشد.طریق مسیح طریق اطاعت است و تسلیم اما نه با تقلاهای بی نتیجه انسانی که همه ما بسیاری از آن را در زندگی تجربه کرده ایم بلکه با هدایت روح و حضور قدرت توانمند ساز الهی و حقیقت این است که حقیقت در زمان است که ما را شکل می دهد و دل سنگی ما دلی نرم و گوشتین می سازد. پطرس حواری با بخشایش مسیح و ریزش روح خدا به شخصیتی تبدیل گشت که به گزارش کلام و تاریخ کلیسا سرپرستی و رهبری شاگردان مسیح را بر عهده گرفت و همویی که روزی مسیح را انکار کرد در روز پنطیکاست بعنوان نماینده مسیح، پیام نجات بخش انجیل را بر همگان موعظه نمود. در واقع تلاشهای انسانی و مذهبی ما چون ره به جایی نمی برد چیزی جز انکار پیروزی خدا بر صلیب نیست و از این روست که دنیا به مذهب به چشم کالایی از مد افتاده نگاه می کند و امروزه تنها جایش موزه تاریخ و فرهنگ است اما در رابطه و احیاء الهی، تغییر و تبدیل وجود دارد و این نیاز بشریت است از ابتدای تاریخ تا به امروز. خدا نیز خود از ابتدا مدلی جدای از این را به قوم اسراییل هدیه نکرد. آنچه آنها را نجات می بخشید رعایت دستورات تورات و آیین ها و شعائر دینی نبود بلکه خدا ابتدا آنها را از مصر نجات بخشید و بعد به نشانه برخورداری آنها از این نجات، شریعت را به آنها عطا کرد که ضامن ماندن آنها در عهد با خدا بود و نه هدف عهد خدا. رعایت دستورات مذهبی برای قوم یهود نبود که آنها را نجات می بخشید بلکه باز ایمان بود و شریعت تنها مفاد ماندن در این عهد نجات بخش خدا را منعکس می کرد.

خدا در صلیب مسیح عهدی تازه با بشریت به امضا رسانید برای همه اعصار و همه قرون و همه نوع بشر که لازمه ماندن در این عهد اطاعت و سرسپردگی و شاگردی مسیح است به قدرت روح القدس. ما با نیکوکاری در چشم خدا پارساشمرده نمی شویم و نمی توانیم او را راضی نگه داریم همانگونه که فرزندان عهد یعنی یهودیان نمی توانستند بلکه با نیک زندگی کردن در رابطه عهدی با خدا خواهیم ماند و این زندگی پارسامنشانه نشانگر این است که ما در واقع در این نجات زیست میکنیم. در حقیقت نشان فرزند خواندگی ما در زندگی پارسامنشانه ما باید دیده شود وگرنه مذهب چیزی نیست جز انکار پیروزی خدا.

کیوان

برچسبها:

Thursday، April 2، 2009

کندوکاوی در مسيحيت سری دوم




در این سری جدی برنامه های کند و کاوی در مسیحیت به رابطه و نقش مسیحیت در مسائل اجتماعی و سیاسی پرداخته شده است و اینکه تا چه حد و اساسا آیا مسیحیان می توانند در مسائل سیاسی و اجتماعی روزگار خود دخیل باشند و نقش و رابطه کلیسا و حکومت چیست. ‏آیا دین و سیاست کاملا از هم جدا هستند؟ مسیحیت و مقوله فقر و نیز اینکه الهیات سلامتی و کامیابی و یا همان آیا آن چیزی است که عیسی می گوید؟ این برنامه تلاش کرده است تا بسیاری از سوالات دشوار و مقوله های بحث برانگیز حوزه دین و مسائل اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد و با رویکردی آکادمیک و نیز با نگاهی عمیق تر بر کلام خدا به این مباحث بپردازد. چنانچه از این برنامه لذت بردید می توانید باقی قسمتهای این برنامه ده قسمتی را در لینک زیر مشاهده کنید.

http://www.sama.tv/tv/index.php?option=com_content&view=article&id=86&Itemid=88

کندوکاوی در مسيحيت سری اول



در اين سری نه قسمتی برنامه های کندوکاوی در مسیحیت به آموزه الوهيت مسيحی و چگونگی شکل گيری و رواج پرستش مسيح در کليساي اوليه و ریشه های پرستش مسیحی پرداخته شده است.در ضمن در این برنامه ها به انتقادات و ایراداتی که در رابطه با مبحث الوهیت مسیح از سوی برخی ابراز گشته با رویکردی آکادمیک پاسخ داده شده است. برای دیدن ساير قسمتهای اين تعاليم نه قسمتی به لينک زير مراجعه کنيد.

http://www.sama.tv/tv/index.php?option=com_content&view=article&id=50&Itemid=72

Wednesday، March 25، 2009

نوروز اشارتی به فراسو

نوروز اشارتی به فراسو

سال جدید ایرانی نیز از راه رسید. سبزی و شادابی و عطر منتشر در هوا آدمی را به فراسوی این همه زیبایی خیره می کند. زیرا آنانکه اهل دل باشند را اشارتی کافی است.آخر چطور میشود این همه رنگ و تنوع و طرح را در پیرامون خویش دید وبه نیکویی خدا پی نبرد و یا اصلا او را منکر شد و همه این نظم را زاییده تصادف و بی هدف دانست.

کلام خدا نیز از آن مسیح گشتن ما را در استعاره تولد و تازگی توصیف کرده است"پس اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه ای است. اینک همه چیز تازه شده است."گویی آمدن بهار که تازگی و نوزایی است بهترین تصویر زندگی دوباره ای است که خدا از راه مسیح به آدمیان می نمایاند. پیش از این تولد و پوست اندازی در گناه و مرگ زاده شده ایم (باب ۳ رساله پولس به رومیان) و بواسطه انسانیت کهنه و امیال گناه آلود خویش نه تنها بندگان خدا نبودیم چه برسد به فرزند خواندگان، بلکه شوکه کننده است که بر طبق کلام خدا "فرزندان غضب" لقب گرفته بودیم(افسسیان ۱: ۲- ۳). اما خدا در مسیح بر طبق رحمت بی کران و بی قید و شرط خویش در ما دمید و زندگی و حیاتی دوباره داد درست به سان نسیم بهاری که بر چهره یخ زده خاک سرد زمستان، سبزی و طراوت زندگی و بهار را می دمد.

با این وجود و با اینهمه زیبایی که در اطراف خود می بینیم حقیقتی دردناک نهفته است و آن اینکه این خلقت زیبا و این جهان با عظمت در حال درد کشیدن و ناله سر دادن است زیرا که سم گناه و نااطاعتی بشر همه طبیعت و خلقت را مسموم ساخته است و تا حد زیادی چهره خالق را در آن مخدوش نموده است به گونه ای که الهیات طبیعی( نگریستن به طبیعت و خلقت) نمی تواند بشریت را به خدا و نجات رهنمون شود. چه زیبا پولس رسول در رساله به رومیان باب ۸ آیات ۲۰ تا ۲۲ فرموده است: "زیرا خلقت، مطیع بطالت شد، نه به اراده خود بلکه بخاطر او که آن را مطیع گردانید، در امید که خود خلقت نیز از قید فساد خلاصی خواهد یافت تا در آزادی جلال فرزندان خدا شریک شود. زیرا می دانیم که تمام خلقت تا الان با هم در آه کشیدن و درد زه می باشند.".

پس این خلقت زیبا و شگفت انگیز که با نگاهی دقیق به آن می توان آثار زیبایی خالق را در آن مشاهده کرد خود اسیر بطالت و تباهی و درهم ریختگی ناشی از سرکشی بشریت است و تا روز نهایی تحقق کامل نقشه خدا برای خلقت که همانا آزادی کامل و زندگی ابدی در معرفت کامل خداست می باید به درد زه و آه کشیدن ادامه دهد. ولی باز هم حتی این طبیعت خود مبتلا به تباهی برای چشمان بصیرت بین آنانی که به فراسو می نگرند می تواند نقطه آغازی باشد برای حرکت از الهیات طبیعی به سوی طلب و خواستن که نهایتا در مکاشفه خاص خدا در مسیح به منزل می رسد.

باشد که این بهار برای من و ما اشارتی به سوی بیداری شود و برکات عالی خدا که در معرفت پسرش عیسی برای دوستدارانش نهفته است، بسویمان سرازیر گردد.

ماراناتا- خداوند ما بیا

کیوان

برچسبها:

Friday، March 6، 2009

روزی روزگاری در ایران

روزی روزگاری در ایران...

این روزها دیگر قصه ها، قصه های روزگاران خوش نیست. دیگر باید فکری به حال داستانهایی کرد که تا می شنیدی معصومیت روزهای کودکی، روزهای مدرسه را به خاطره ات سرازیر می‌کرد، خاطره روزهای خوشبختی آدمهای خوب و روسوایی آدمهای بد، روزهایی که با شنیدن قصه پهلوانان و عیاران، حکایت ایران و شاهنامه چیزی در دلت می تپید و آرمان زندگی ات می‌شد، قصه های گرم مادربزرگها که رویای نرم شبهایت بود و حکایت عشاق وفادار خون گرم جوانی و پاکی را در رگانت جاری می‌کرد. دیگر وقتش رسیده است باید همه را بازخوانی کنیم . باید که دیگر قهرمانان و اسطوره هامان را که دیرسالی است بر کنج قلبهای مسلول پوسیده است و بوی نای پوسیدگی اش خوابهایت را می آشوبد را برای همیشه از دفتر خاطرات سبزت پاک کنی.
متن زیر بازخوانی دردناک قصه های این روزگاران زخم است که البته درطنزی بی نام و نشان چیزی شبیهش را خوانده بودم اما خود بر آن افزودم، تبدیل و کاملش کردم و بر طنزش تلخی شوکران دردمندی سرزمینم ایران را نیز افزودم:

دهقان فداکار کتابهای درسی پیر شده و مدتهاست که زمینگیر و محتاج یک لقمه نان است.

چوپان دروغگو عزیز گشته و این روزها برای خود هوادارانی دست و پا کرده است و حرفش حجت محض است.

حالا دیگر شنگول و منگول بزرگ شده برای خود گرگی شده اند و بقیه گوسفندان را پاره می‌کنند.

دارا و سارا به فرنگ پناهنده شده اند و در کبابی ترکها زمین جارو می‌کنند و حرف زور می‌شنوند.

کوکب خانم در خانه اش را به روی مهمانها باز نمی‌کند، طلاق گرفته و دائم پای تلفن است.

کبری آن دختر ساده و معصوم دائم به کشورهای عربی سفر می کند...

روباه و کلاغ قصه های کودکی با هم تبانی کرده اند و مدتهاست دستشان در یک کاسه است.

حسنک گوسفندانش را فروخته است، پیکان خریده و مسافر کشی می کند و چک بی محل می کشد.

آرش کمانگیر تزریقی شده و تیر و کمانش را به خرج عمل فروخته و در جوی خیابانهای تهران می‌خوابد.

شیرین به فرهاد و خسرو خیانت کرده و به یک حاجی بازاری پیر قول ازدواج داده است .

رستم تهمتن، رخش را فروخته و موتور خریده و با آن در کوچه پس کوچه های تهران کیف پیرزنهای علیل را می قاپد و گاهی هم از بچه مدرسه ای ها زور گیری می کند.

اسفندیار آزاده، زیر ابروهایش را برداشته و گوشواره به گوش نیمه شبها را در پارتی ها سپری می‌کند .

راستی کسی می داند چه بر سر مان آمده است؟

کیوان

برچسبها:

Wednesday، March 4، 2009

Where can wisdom be found in the bible and in the World


Where can wisdom be found-in the Bible and in the world ?

In the NT, Jesus is identified as the embodiment of wisdom and this is demonstrated through every stage of his life, from his childhood in the temple, to his baptism as well as in his sermons and teachings. As a child of wisdom, he is the revealer of the wisdom which is hidden from the wise and revealed to infants. His reciprocal knowledge of the Father, indicated in Luke 10: 22-24, is a very intimate narrative of the synoptic which confirms his role and identity as an assured way of getting to know and relate to God.

His wisdom is greater than that of the OT wisdom representative (Wisdom of Solomon in Luke11:31). However, in his death, resurrection and the appearances to the disciples, Jesus is portrayed as the endower of the Spirit and wisdom to the wisdom-seeking community of faith and to individuals in all centuries. The climactic point for the indication of wisdom is embodied in Jesus’ death on the cross with his loud cry in Luke23:46, ‘Father into your hands I commit my spirit…’. In the Bible, Jesus’ desire, commitment, vulnerability and openness to God and to the world, establishes him in the position of being the touchstone of any claim to wisdom and discernment. The Emmaus account in Luke is well expressed as the story of the open tomb, open scripture, open eyes and open minds journey for anyone who earnestly seeks wisdom and discernment in this world. The ramifications of the cross and the resurrection, in terms of wisdom, open a new way of understanding and wisdom to disciples in all ages which has been followed in Acts and has been reinforced in the epistles and throughout the rest of the NT (1 Corinthians, Colossians, Revelation, etc).

Although, finding wisdom and discernment is a time and energy consuming process it is always attainable at every moment and in every locus in this world. There is no disjunction between the Bible and the world as every single event recorded in the bible is embedded and has taken place in history. The historicity of Jesus of Nazareth (his incarnation, death and resurrection) has nullified any charge that the Bible is speculative and has destroyed any wall between the Bible as being purely spiritual and the world as being solely mundane. Wisdom is embodied in Jesus both in the Bible and in the world.

برچسبها:

Wednesday، February 25، 2009

Wisdom as a Hermeneutical Construct

Can wisdom be used as a Hermeneutical construct to bring about transformation?

The significance of contemporary life invites us to approach Christian theology to answer issues of life in a secular culture as well as in the church context and to redefine our presuppositions about the nature of theology as wisdom.

Wisdom interpretation of scripture can be defined as a methodology for exploring, engaging and distilling the scripture, as well as correlating the Bible with the inner and outer world of adherents. The idea of rereading scripture “in the Spirit” is a core practice of wisdom interpretation which accommodates biblical texts within the contingencies, complexities and traumas of life.

By rereading scripture and looking through the lens of wisdom interpretation, transformation can be achieved according to ebb and flow of life in the church and in the world. “The fear of the Lord is the beginning of wisdom”; therefore wisdom interpretation concentrates on God, his desire and love, so rereading scripture from fresh perspectives is a habit that needs to be schooled and practiced both in private contemplation and within the community of faith to bring transformation to the individual and cause transformation in the world.

By rereading the book of Job, as an example of wisdom interpretation, one can be inspired and discover transforming wisdom in the face of harsh realities and the reversal of the disappointment caused by the package of “traditional wisdom” offered by the friends of Job to desire, hope and intimacy with God, as well as fullness of life and the dignity of mankind. This scriptural reading, supervised by the Spirit and hermeneutical wisdom, paves the way for a new understanding by contemporary readers and revitalizes the Biblical texts as well as transforming the life of individuals and the body of Christ. Wisdom interpretation of scripture along with the Spirit guarantees that the Bible expresses its vocation which is bringing the transforming knowledge of God to the life of readers of the Word.

برچسبها:

Tuesday، February 24، 2009

اوباما با ماست یا او با ماست

اوباما با ماست یا او با ماست

بالاخره تب و تاب تصدی ریاست جمهوری آمریکا توسط اولین سیاه پوست آفریقایی تبار در آمریکا کمی فرو نشست و حرف و حدیثهای مربوط به این رویداد مهم نیز کمی فروکش کرد و این درحالی بود که نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان و حتی کشور ایران نیز این انتخاب غیر منتظره بیم و امیدهای خاص خود را به ارمغان آورده است که هنوز پس لرزه هایش باقیست.
بسیاری در جهان این رویداد را نقطه عطفی در تاریخ ‏آمریکا و حتی استقرار دموکراسی و برابری انسانها تلقی کرده و آن را به فال نیک گرفتند و چه در آفریقا در کشور کنیا که زادگاه پدری رئیس جمهور آمریکا است و چه در خود آمریکا و حتی در نقاط دیگری از جهان مردم با افتخار و تعلق خاطر مراسم ریاست جمهوری را دنبال نموده و هر روز سر تیتر خبرها به ریاست جمهور محبوب و میانه رو آمریکا تعلق داشته و دارد.
اوباما که از منتقدین سیاستهای بوش و جنگ عراق می باشد با وعده هایی که بوی تفاهم و گفتگو را به جای بوی باروت وسرب به مشامها می رساند به کاخ سفید قدم نهاد و از آنجایی که خطیبی زبردست و کاریزماتیک است امیدهای فراوانی را در ملتها و دولتها برای برقراری صلح و آشتی و حل بحرانهای حال حاضر جهان بوجود آورد که در این میان کشور ما و ملت ما نیز از آن بی بهره نبودند و سیاستمداران ایران نیز فصل تازه ای از روابط را با آمریکا در آینده در برابر خود گشوده می بینند و دورنمای روشنتری را ظاهرا از گفته های اوباما در رابطه با ایران و خاورمیانه و سیاستهای خارجی آمریکا تصویر می کنند.
خلاصه اینکه هر کسی از ظن خود شد یار من و در این میانه همه می خواهند بگویند اوباما با ماست و البته اوباما نیز خود را چنین معرفی کرده و چنین سیاستی را ظاهرا تجویز می کند. ایرانیان نیز در عین این استقبال فصل تازه ای را برای کشور و دولت خود و دولت آمریکا آرزومند هستند اما در اوج این همه خوشبینی ها که واقعا هم جای خوشبینی دارد باید کمی نیز به ابعاد دیگر این بیم و امیدها نگریست. در ضمن اینکه سیاستمداران صلح پرور در روند رشد دموکراسی و حقوق انسانها و سعادت ملتها نقش کلیدی دارند اما بالاتر از همه اینها افراد و رویکردشان نسبت به سوالات اساسی زندگی است که سعادتشان را چه در سطح فردی و چه اجتماعی رقم می زند.
اینکه آقای اوباما با ماست و یا با ما نیست اهمیت دارد اما نه به این اندازه که حقیقی ترین شخصیت تاریخ بشر، و موثرترین چهره ای که بشریت به خود دیده است باید با ما باشد تا صلح و آرامش و سعادت جهان را لبریز کند. چنان مردم جهان امروزه محو وعده های سیاستمداران می شوند که این حقیقت را فراموش می کنند که انسانها مانند غباری هستند که امروز هستند و فردا محو می شوند.
کتاب مقدس به وضوح این نکته را اشاره می کند که ‘دل پادشاهان مثل نهرهای آب در دست خداوند است، آن را به هر سو که بخواهد برمی گرداند’( امثال سلیمان باب ۲۱ آیه ۱) . نه تنها این آیه بلکه در جای جای کلام خدا با این حقیقت روبرو می شویم که تمامی اقتدار و قدرت در دستان خداوند است و اوست که در نهایت بر همه هستی حکم می راند. در این حقیقت نیز بیم و امیدی نهفته است. امید برای مظلومان و ستمدیدگان به اینکه روزی خداوند پادشاه جهان چنانکه خود وعده داده است عدل و انصاف را بر جهان برقرار خواهد کرد و صلح و نظم جهان را فرا خواهد گرفت و ترس برای مستبدان عالم بر اینکه اریکه قدرتشان زودگذر و تباه شدنی است.

آنانکه خود را با نقشه عالی پادشاهی خدا که صلح و برابری و محبت و پرستش راستین اوست همسو می کنند خود را در این کاروان عظیم عدالت که خدا خود سرور آن است نام نویسی کرده اند و در ‏آن سهیم هستند همان گونه که خداوند ما عیسی مسیح در موعظه سر کوه فرمود:" خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد."(متی باب ۵ آیه ۹) و نیز “خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد.” آیه ۶.
پس در این معرکه سیاست و بیم و امیدهایش ضمن اینکه برای دولتمندان جهان باید انصاف و حکمت و سرسپردگی به خداوند زنده ما عیسی مسیح را آرزو کنیم اما نباید باکمان باشد که اوباما با ماست و یا با ما نیست. زیرا اگر در راز عظیم تجسم خدا چنانکه خدا خود وعده اش را داد( متی باب ۱ آیه ۲۳) عمانوییل که معنی آن این است" خدا با ما" با ما ساکن شده است و در قلوب ما و جهان بیمار و نیازمند ما مسکن گزیده است، دیگر نباید چشمانمان را بیش از حد بر چهره های سیاست مدار دنیا بدوزیم و توکلمان بر ‏آنان باشد. کلام خدا می گوید ‘ملعون باد کسی که بر انسان توکل دارد و بشر را اعتماد خویش سازد و دلش از یهوه منحرف باشد.’( ارمیا باب ۱۷ آیه ۵) پس بجاست که توکل خویش را بر عمانوییل ( خدا با ما) بدوزیم و نه بر "اوباما".
مزمور نویس به زیبایی می گوید( مزمور ۱۲۳):‘ به سوی تو چشمان خود را بر می افرازم، ای که بر آسمانها جلوس فرموده ای!’ پس بر خدا با ما( عمانوییل ) پسندیده است که چشم بدوزیم و برای خویش ، خانواده و دوستان و کشور و جهان خویش شفاعت کنیم. پاسخ دردهای بشری را نمی توان در هیچیک از رویکردهای بشر محورانه جهان یافت بلکه تنها پاسخ رنجها و دردها و تنها التیام حقیقی که در سایه ‏آن صلح پایدار بر جهان برقرار میشود در دستان مردی است که با مرگش ما را با خدا آشتی داد. با نگاه کردن بر قربانیان جنگ و خونریزی در غزه، عراق، یازده سپتامبر، بمبگذاری لندن ، سودان و اسراییل و جای جای صحنه گیتی تنها صلیب آشتی بخش عیسی مسیح است که می تواند آدمیان را به صلح و آتش بسی حقیقی در سایه مصالحه خدا و انسان با هم رهنمون شود. پاسخ نه در اوباماست و نه در هیچ شخصیت سیاسی دیگر بلکه مرهم رنجهای بشر عمانوییل است که ‘تفسیرش این است: خدا با ما’.

کیوان

برچسبها: